تبليغاتX
د سوسیالیست پیام نور، نوراباد ممسنی

د سوسیالیست پیام نور، نوراباد ممسنی

زنده باد سوسیالیسم

 

متن ذیل مربوط به  گزارش ارسالی تعدای از کارگران شرکتهای نساجی شین بافت، پیروز باف، شرکت ریسندگی پرریس سنندج، نساجی کردستان، شرکت غرب بافت، فرش نقشین و نیرو رخش سنندج می باشد که  به آدرس  کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری، جهت انعکاس ارسال شده است

اتحاد سر مایه داران با اتکا به نیروی های پلیسی در اخراج و سرکوب کارگران سنندج!

در روزهای اخیر، کارفرمایان و صاحبان سرمایه در سنندج  در طرحی مشترک و برنامه ریزی شده جهت سرکوب اعتراضات کارگری، با هم دست به اخراج کارگران زده اند.

در این راستا، کیومرث امینی کارفرمای شرکت های نساجی "شین بافت – پیروز باف" برای مرعوب کردن کارگران و فعالین کارگری و جلوگیری از اعتراضات و مبارزات کارگران برای خواست و مطالبات خود، به اداره اطلاعات سنندج رفته و از ابوبکر فطنی کارگر آن شرکت  و نیز تعدادی دیگر از فعالین کارگری شکایت کرده است.

لازم به ذکر است که کیومرث امینی با حضور در شرکت ریسندگی پرریس سنندج و طی جلسات و مشاوره‌های ضد کارگری با مید و کار فرمای  این شرکت امیر اسفند یاری و مدیر داخلی ان محسن یاراحمدی در رابطه با شیوه خورد با اعتراضات کارگری در شرکت پرریس سنندج به توافقاتی رسیده اند. بدنبال این جلسه آقای فر زاد زند سلیمی یکی از کارگران شرکت پرریس، اخراج میشود. در طی روزهای بعد 6 نفر دیگر از کارگران این کارخانه به اسامی آرش عزتی امینی، حسین صفری نژاد، هادی رحیمی، اقبال محمدی، سالار قریشی و سالار سلیمانپور مورد جریمه و توبیخ قرار گرفته و مبالغی از حقوقی را که هنوز دریافت نکرده اند به عنوان جریمه از فیش حقوقی نامبرده گان کسر شده است.

امیر اسفندیاری کارفرمای شرکت پرریس، با اتکاء به قوانین موجود همچنان قراردادهای یک ماهه با کارگران را منعقد کرده و کارگران معترض به شرایط موجود را جریمه و یا اخراج میکند. همچنین کارفرمای شرکت پرریس برای استثمار بیشتر نیروی کار، شروع به استخدام کارگران زن کرده است که بدون پرداخت دستمزد قانونی، بیمه و سایر مزایا، به مدت 2 ماه آنان را استخدام و بعدا بدون  پرداخت هیچگونه مزایائی، آنها را اخراج میکند. آخرین مورد، اخراج خانم میترا میرکی در مورخه 31/04/87  میباشد.

در ادامه این سیاست های ضد کارگری و ضد انسانی، امیر اسفندیاری برای اینکه فشار بیشتری را به کارگران تحمیل کند، کارگران معترض و بخصوص کارگرانی که در اعتصابات گذشته شرکت پرریس  نقش داشته اند را به انحاء مختلف، از جمله فشار روحی و جابجائی شغلی، آنها را وادار به ترک کار می‌نماید.

در این راستا طیب چتانی و فخرالدین زندکریمی در تاریخ 31/4/87  اخراج شده اند که نامبردگان شکایت را به اداره کار در مورد ابقاء به کار خود ارائه داده اند.

به دنبال پی گیری کارگران شرکت غرب بافت و مراجعه به اداره کار جهت رسیدگی به پرونده خود در تاریخ 5/5/87 و نیز تجمع در مقابل اداره کار سنندج، اقبالپور یکی از مسئولین در جمع کارگران حضور یافته و اعلام کرده است که تا زمانی که کارگران با فعالین کارگری در ارتباط باشند به هیچ کدام از خواستهای آنها رسیدگی نخواهد شد.

لازم به ذکر است که مدیران نساجی کردستان  مجمع عمومی کارگران این شرکت را به رسمیت نشناخته و از پذیرش نمایندگان منتخب کارگران خود داری می‌کنند.

شرکت نیرو رخش نیز به کارگران این شرکت اعلام کرده است که "جهت تسویه حساب به حسابداری مراجعه نمایند" کارفرمایان این شرکت نیز بدین شیوه میخواهند که تحت عنوان ورشکستی، تمامی کارگران را اخراج کنند. این در حالی است که کارگران این شرکت حقوق خرداد و تیر ماه خود را دریافت نکرده اند 

در پی این اخراج سازی‌ها، شرکت فرش نقشین تمامی کارگران این شرکت را به بیمه بیکاری معرفی کرده و نیز کارفرمای شرکت آرتیلا ارتوپد، 50 نفر از کارگران خود را اخراج نموده است.

در ادامه این  گزارش آمده است که ما  خواهان پایان دادن به هر گونه اخراج، ارعاب و توهین به  کارگران بوده و هرگونه شکایت و معرفی کارگران و فعالین کارگری به مراکز پلیس و امنیتی را شدیدا محکوم میکنیم.

کارگران؛

همانطور  که اطلاع دارید صاحبان سرمایه و مدافعان و حامیان آنان به اشکال مختلف و با استفاده از قوانین ضد کارگری موجود، دست به ارعاب و اخراج ما کارگران زده و در این رابطه کارفرمایان حمله به سفره خالی ما را حق طبیعی خود می‌دانند و متحدانه وارد عمل می‌شوند.

کارگران؛

برای دفاع از مطالبات طبقاتی‌مان، برای دفاع از کار و زندگی خود، برای احقاق مطالبات برحق خود و دیگر هم  زنجیران، ناچاریم خود را متشکل نمائیم تا بتوانیم با قدرت و توانمندی بیشتر از گذشته درمقابل  صفوف سرمایه داران از خود دفاع نمائیم

زنده باد اتحاد و همبستگی طبقاتی کار گران !

کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری ( منطقه غرب)

6/5/87

+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 مرداد1387ساعت 15  توسط دانشجوی سوسیالیست ممسنی  | 

 

بیانیه دانشجویان سوسیالیست پیرامون وضعیت کنونی جنبش دانشجویی و مباحثات اخیر در چپ دانشجویی 
1 )

اتفاقات آذرماه سال گذشته و ضربه گسترده  نیروهای امنیتی  نتایج متناقضی را برای چپ دانشجویی به بار آورده است : از یکسو این ضربات به ضربه خوردن و عقب نشینی ملموس چپ ( به طور مشخص در تهران ( منجر شده است و از سویی دیگر با آشکار نمودن بخشی از پتانسیلهای گسترده اما نهفته چپ ( به ویژه در شهرستانها ) نشان داد که بستر و زمینه عینی برای تفکر و جنبش سوسیالیستی در ایران فراهم شده است که جلوه هایی  از آن را می توان در اعلام موجودیت محافل و کانونهای چپ در مراکز دانشجویی  و بین فعالین اجتماعی در شهرستانها مشاهده نمود . این نتیج متناقض به ایجاد نوعی ناموزونی ، پراکندگی و آشفتگی در کلیت حرکت نسل جدید چپ در ایران منجر شده است . دستاوردهای دموکراتیکی که چپ ظرف مدت نسبتا کوتاهی به حکومت تحمیل نموده بود از دست رفته است و این مهمترین بعد عقب نشینی ناشی از ضربه آذر ماه سال گذشته و محتوای اصلی آن است . گیجی و سر در گمی موجود بین فعالین چپ در تهران ( که خواه ناخواه بمثابه راس و سر هر جریانی شناخته می شوند و سابقه بیشتری دارند )  و پرانرژی ولی نوپا بودن چپ در شهرستانها ( به همراه کم تجربگی ای که همزاد هر حرکت نوپایی است ) و فقدان مکانیزم جاافتاده و شناخته شده ای برای تاثیر گذاری این دو  بخش بر هم از بروزات چنین ناموزونی است . به هر حال دستیابی به تحلیل جامع ، منسجم و روشنی ازکارنامه و تجربه چند سال گذشته چپ ( به طور مشخص در تهران ) و علل عقب نشینی تحمیل شده که خطوط اصلی چشم انداز استراتژیک آینده را نیز روشن خواهد ساخت  از ملزومات آغاز دور جدیدی از فعالیت چپ ، کسب اعتماد توده دانشجو و به دست آوردن مجدد درجه ای از آزادیهای دموکراتیک است . در یک ماه اخیر بحثهای مفید و مثبتی در این زمینه آغاز شد که با ایجاد جنجالهای کاذب از سوی جمعی از هوچی گران سکتاریست مواجه شد . جماعتی که نفع خود و فرقه متبوعه خویش را در شفاف نشدن جریانات و مباحثات می دانند و بعضا با اعمال سکتاریستی خود از زمینه سازان وارد آمدن ضربه سال گذشته بوده اند آگاهانه از پیشبرد چنین بحثهایی در یک فضای سالم و مثبت جلوگیری می کنند . چپ دانشجویی ( از گرایشهای گوناگون ) باید اهمیت و ضرورت این مساله را بپذیرد که گذار از این مرحله و برداشتن گامهای بعدی جز با تحلیل شفاف و بی تخفیف کارنامه گذشته چپ ممکن نیست . آنهایی که طرح هر انتقادی به یک گرایش خاص در چپ دانشجویی و عملکرد آن در سالهای گذشته را به " در خط وزارت اطلاعات " بودن تعبیر می کنند ، آنهایی که در دوره گذشته به فعالیتهای ضد جنبشی به نفع یک فرقه سیاسی خاص اشتغال داشته اند و از زمینه سازان اصلی وارد آمدن ضربه سال گذشته بوده اند نفع شخصی و فرقه ای خویش را در درجا زدن چپ در یک نقطه می بینند . این افراد و گرایشها بنا بر مصالح سیاسی نسل جدید چپ  می بایست افشا و منزوی گردند .  

2 )

جنبش دانشجویی در سال جدید شاهد وقوع یک سلسله تحرکات اعتراضی و توده ای موفق بود که نقاط اوج آن با اعتراضات دانشگاههای شیراز ، سهند تبریز ، تربیت معلم تهران و مورد اخیر در دانشگاه زنجان مشخص می شود . به نظر می رسد که با وقوع این اعتراضات فراگیر جنبش دانشجویی در حال از سر گذراندن تجارب پرارزشی است که نتیجه آن دستیابی به الگوی جدیدی برای فعالیت ، اعتراض و مبارزه است که سیکل بسته الگوهای ناموفق و ناکام گذشته را می شکند و شکل جدیدی از مبارزه را پیش روی جنبش دانشجویی می گشاید که بر درکی واقع بینانه از خصایل ، تواناییها و جایگاه جنبش دانشجویی و اوضاع جامعه متکی است و به همین خاطر پیروزی و موفقیت را به نسبت الگوهای قبلی به درجات زیادتری قابل حصول و در دسترس می سازد : اعتصاب توده ای در مجتمعهای دانشگاهی .

در یک سوی سیکل بسته فوق الذکر نوعی آکسیونیسم ( تبدیل برگزاری تجمع به مناسبتهای مختلف بمثابه هدف اصلی فعالیت ) قرار دارد که در جهت رادیکالیزه نمودن تجمع در محل و کشاندن آن به بیرون از دانشگاه یا خوابگاه تلاش می نماید که در عمل حرکت را در ریلی از اعتراضات بی هدف )و یا با اهداف عملا غیر قابل تحقق ) قرار می دهد و با ناکام ماندن و سرکوب توسط دستگاههای سرکوبگر در غالب موارد ( که معمولا با موج گسترده ای از بازداشت و احضار فعالین به نهادهای انضباطی ، امنیتی و قضایی همراه است ) به ایجاد جو یاس و دلزدگی در بدنه دانشجو و بخش وسیعی از فعالین سیاسی منجر می گردد . در سمت دیگراین سیکل ، سیاست داخل شدن و ورود به نهادهای زرد و وابسته به حاکمیت ( که در سنت چپ به این سیاست ، انتریسم اطلاق می شود ) نظیر انجمنهای اسلامی در جهت تسهیل تماس با بدنه دانشجو و استفاده از ابزار و امکانات این نهادها قرار دارد که علاوه بر اینکه فعال سیاسی  مستقل و غیرحکومتی را ( به ویژه فعالی که خود را چپ و انقلابی می داند ) در معرض تناقضات هویتی و سیاسی و ایدئولوژیک قرار می دهد ، با توجه به تضعیف شدید و از موضوعیت خارج شدن انجمنها ی اسلامی ، در شرایط کنونی اساسا توجیهی ندارد .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 31 خرداد1387ساعت 14  توسط دانشجوی سوسیالیست ممسنی  | 

چند کلمه با دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب  

دو سه سالی می شود که یکی از شعار های دانشجویان در مراسم های مختلف دانشجویی، تاکید بر اتحاد استراتژیک  جنبش دانشجویی با جنبش طبقه کارگر بوده است. این شعار ،شعار مهم و خوبی است که دانشجویان برای پلاکارد های خود انتخاب کردند.
زیرا که  ارتباط  دوطرفه جنبش کارگری و جنبش دانشجویی ، برای هردو جنبش لازم و برای دانشجویان چپ  حیاتی تلقی می گردد ، زیرا معیار مناسبی از هم جهتی  با جنبش پیشرو کارگری و دوری از انحرافات را به دانشجویان نشان می دهد.


چیزی که انگیزه من  به عنوان یکی از فعالین کارگری برای نوشتن این مطلب شد، این بود که  در روزهای اخیر با دعوای اینترنتی  تازه ای بین نیروهای مختلف دانشجویی، و حامی های حزبی و سازمانی آنها مواجه شدم که  شکی برای من  نگذاشت که  این دعواهای تازه، دقیقا به سبب دور افتادگی بعضی  جریانات دانشجویی ، از جدال های اصلی و جدی طبقاتی  است که مخصوصا در ماه های گذشته  به دلیل شرایط  اقتصادی وخیم کارگران و تورم، ده چندان شده است  و البته  نباید از چشم هیچ ناظر آگاهی پنهان بماند که دور شدن جریانات دانشجویی خاص از جنبش کارگری ،  توسط برخی از احزاب  موجود، تئوریزه شده و کاملا جزو استراتژی های آنها می باشد که به دانشجویان دیکته شده است.


در نگاه اول این جنجال ها تاسف آور به نظررسید، اما با گذشت زمان و زیاد شدن تعداد جدل های کتبی ، یقین حاصل کردم که این دعوا ها پایه های عینی و کاملا مادی دارد که خودش را در شرایط فعلی نشان داده است.


و حاکی از نشانه های بسیار بدی است که در تاریخ چپ ایران و سنت مبارزات کمونیست ها سابقه نداشته است.

من قبل تر ها با بعضی از رهبران دانشجویا ن آزادیخواه و برابری طلب  که با فعالین کارگری ارتباطات نسبتاً خوبی داشتند صحبت هایی می کردم ، از نزدیک مشاهده می کردم که آنها، چقدر نسبت به سنت و مرام مبارزاتی چپ های نسل قبل بی توجه اند و سعی می کنند طوطی وار اداهایی را تقلید کنند که مثلا ناظر بیرونی بگوید چقدر این چپ ها مدرن اند و چقدرنسل قبلی چپ  ما عقب افتاده و مرتجع بوده است!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 31 خرداد1387ساعت 14  توسط دانشجوی سوسیالیست ممسنی  | 

بیانیه اعلام موجودیت جمعي از سوسیالیست هاي كامياران

 

 

در جریان مراسم اعتراضی 13 آذر سال گذشته که با شرکت دانشجویان از نقاط مختلف ایران برگزار شد جمعی از این دانشجویان با سو استفاده از این مراسم که از پیش تر برنامه ریزی شده بود توانستند خود را با عنوان دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب مطرح کنند و به افکار عمومی طوری وانمود کردند که دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب این مراسم را سازماندهی کرده در حالی که بعد از 13 آذر شاهد اعلام موجودیت دانشجویان سوسیالیست بودیم و برای همگان روشن شد که دانشجویان سوسیالیست نیز در این مراسم نقش داشتند.

با اوج گرفتن موج اعتراضات دانشجویی و در نظر گرفتن فضای اعتراضی دانشگاهها ما نیز جمعی از فعالین چپ کامیاران به صف دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب پیوستیم اما دیری نپایید که ماهیت غیر سوسیالیستی دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب برای جنبش چپ و سوسیالیستی  مشخص شد,چهره واقعی خود را که در پشت نقاب چپ پنهان کرده بودند نمایان کردند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 6 خرداد1387ساعت 19  توسط دانشجوی سوسیالیست ممسنی  | 

وضعیت فعلی و گام های ضروری (نکاتی در مورد جنبش دانشجویی و چپ(

 

    منبع: تریبون مارکسیــــــــــــــم

 

مطالعه دقیق این مطلب به رفقای دانشجوی چپ و سوسیالیستی که هنوز در حالت سردرگمی پس از ضربه آذرماه سال گذشته به سر می برند و در پی یافتن علل به وجود آمدن این وضعیت و یافتن راههای برون رفت از آن هستند پیشنهاد می شود .

هدف این یادداشت این است که، با گردآوری یک سلسله نظرات در یک شمای واحد تحلیلی، بر محورهایی تأکید کند که تمرکز بحث بر آنها می تواند بحث های جاری در مورد ضربۀ اخیر را بسرعت به فرجام برساند و به نتیجه گیری عملی برای فعالان چپ منجر شود.

1 ) ویژگی وضعیت فعلی جنبش دانشجویی:

قاعدتا این نکته مورد توافق عمومی است که مشخصۀ وضعیت فعلی جنبش دانشجویی این است که در پی اتفاقات آذرماه گذشته جنبش دانشجویی ضربه خورده و عقب نشینی کرده است. برای تعیین گام های ضروری ای که پیشروی دوبارۀ جنبش دانشجویی را ممکن کند شناخت ماهیت این " عقب نشینی ) "یا هر اسم دیگری که رویش بگذاریم) حیاتی است. موضوع اصلی این یادداشت هم تحلیلی از علل و ماهیت این عقب نشینی است، اما برای سهولت سنجش صحت و سقم مفروضات و تحلیل های این یادداشت، شاید بهتر است بطور سیستماتیکی اینجا نخست بحث را با بررسی آمپریک عرصه های عقب نشینی ادامه دهیم و در بندهای بعدی به علل تحلیلی وضعیت بپردازیم. می توان عرصه های این عقب نشینی را در دو سطح عمومی عوامل ذهنی و عینی بررسی کرد:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 6 خرداد1387ساعت 19  توسط دانشجوی سوسیالیست ممسنی  | 

بیانیه اعلام موجودیت دانشجویان سوسیالیست دانشگاه خلیج فارس (بوشهر)

 

" دانشجویان سوسیالیست " پرچم مقابله با ضربه 13 آذر سال گذشته و بازسازی چپ در جنبش دانشجویی بر مبانی صحیح و حول یک استراتژی سوسیالیستی می باشد . راهبردی که با هدف ارتقاء دادن جنبشهای دموکراتیکی نظیر جنبش دانشجویی به جنبشهای ضد سرمایه داری و تبدیل آنها به متحد استراتژیک طبقه کارگر طرح و تبلیغ می گردد . مراکز ثقل اصلی چنین تحرکی اکنون به مراکز و محافل دانشجویی در شهرستانها منتقل شده اند که زمانی نقش چندانی در فعالیتهای جنبش دانشجویی نداشته اند اما امروزه با سردر گمی و ضعفی که فعالین چپ جنبش دانشجویی در تهران به آن دچار شده اند ، پرچم بازسازی چپ را برافراشته اند . بی تردید در پیش گرفتن این مسیر جز با نقد بی تخفیف و همه جانبه خطوط  و سبک کار ماجراجویانه و آوانتوریستی و غیر سوسیالیستی ای که بر بخش عمده ای از چپ دانشجویی تهران ( " دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب " تهران ) حاکم بود میسر نمی باشد . اگر ما از منظر سوسیالیستی به نقد همه جانبه این خطوط دست نزنیم ، آنگاه این اشتباهات می تواند به مستمسکی در دست جریانات دست راستی برای  وارد کردن ضربه ای دیگر بر کل موجودیت و اعتبار چپ در جنبش دانشجویی بدل شود . این امر واکنش فرقه های فرصت طلبی که تا کنون با سرمایه و اعتبار چپ دانشجویی به قماری ابلهانه مشغول بوده اند را به دنبال داشته و خواهد داشت اما این های و هوی و برچسب زنیها ، خللی در عزم ما، مبنی بر نقد و افشای بدون تخفیف این جریانات ایجاد نخواهد کرد چرا که تثبیت راهبرد سوسیالیستی در جنبش دانشجویی جز از این مسیر میسر نخواهد بود.

بدین وسیله ما " دانشجویان سوسیالیست دانشگاه خلیج فارس " ( شهر بوشهر)، پیوستن خودمان را به دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای ایران اعلام کرده و از سایر رفقای چپ خود درسایر شهرستانها می خواهیم که در راستی تقویت قطب سوسیالیستی در جنبش دانشجویی و منسجم کردن صفوفمان در راستای خطوط مبارزه طبقاتی به ما بپیوندند .

 

زنده باد ازادی و برابری

زنده باد سوسیالیسم

 

دانشجویان سوسیالیست دانشگاه خلیج فارس

 

شنبه 4 خرداد 1387

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 خرداد1387ساعت 19  توسط دانشجوی سوسیالیست ممسنی  | 

 

بیانیه دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای سراسر ایران به مناسبت اول ماه مه روز جهانی کارگر

" امروز روز اول ماه مه عید رنجبران جهان است. امروز روزی است که رنجبران قدرت تشکیلاتی و اراده دفاع از حقوق و منافع طبقاتی خود را ظاهر می سازند. امروز در سراسر جهان، رنجبران کار را ترک می گویند و روز کار را جشن می گیرند. ..شعار انقلابی و سرود های بین المللی رنجبران تمام جهان را به تکان در می آورد... " هشتاد سال پیش در اول ماه مه ۱۳۰۷، حزب کمونیست وقت ایران در اعلامیه ای از کارگران و رنجبران ایران خواست که به مبارزه ی جهانی کارگران جهت احقاق حقوق خود بپيوندند . پس از گذشت اين هشتاد سال و وقوع رويدادها و تحولات اساسي در جامعه ايران ،  زنجيره مبارزات افتخارآميز و درخشان جنبش کارگري در ايران با نيرويي  بسي افزونتر ، صفوفي در هم فشرده تر و خود آگاهي اي به مراتب صيغل يافته تر کماکان ادامه دارد . امروزه به يمن مبارزات جنبش کارگري در ساليان اخير و به طور ويژه فعالين کارگري شهر سقز از سال 1383 ،  در خواست برگزاري مراسم غير دولتي و مستقل روز جهاني کارگر به خواسته اي تثبيت شده در اين جنبش بدل گشته است . کارگران در ايران در هرکجا که امکانش را بيابند راسا به اجراي حکم جهاني طبقه کارگر در مورد روز اول ماه مه يعني تعيين شدن آن به عنوان " روز کارگر " ، تعطيلي اين روز و  آزادي کارگران در انتخاب نوع برگزاري مراسم اين روز بر اساس تشخيص خود اقدام مي نمايند . برگزاري مراسم روز اول ماه مه بي ترديد لحظه اي در روند مبارزات بي وقفه طبقه کارگر است اما تاريخي که در پشت اين مناسبت جريان دارد و با خون و افتخار در هم آميخته است و جنبه و جايگاه نمادين اين روز ، به آن ارزشي ويژه و منحصر به فرد بخشيده است . " رزاي سرخ " در اين باره چه گويا و شفاف توضيح مي دهد  : " در حقيقت، چه می توانست به کارگران شهامت و ايمان بيشتری در قدرت خودشان بدهد تا يک توقف کار توده ای که آنها خودشان آنرا انتخاب کرده باشند؟ چه می توانست شهامت بيشتری به بردگان ابدی کارخانه ها و کارگاه ها بدهد تا فراخواندن گردانهای خودشان؟ پس ايده جشن پرولتاری بسرعت پذيرفته شد، و از استراليا، آغاز به گسترش در ديگر کشورها کرده تا سرانجام تمام جهان پرولتاری را فتح کرد... جشن گرفتن روز اول [ماه] مه بسادگی يک بار کافی بود، تا اينکه هر کس بفهمد و حس کند که روز اول [ماه] مه بايد يک نهاد سالانه و پيگير باشد... اولين [خواست اول ماه] مه پذيرش هشت ساعت در روز مطالبه کرد. ولی حتی پس از رسيدن به اين هدف، روز [اول ماه] مه از بين نخواهد رفت. تا زمانيکه مبارزه کارگر بر ضد بورژوازی و طبقه حاکم ادامه دارد، تا زمانيکه همه مطالبات پذيرفته نشده اند، روز [اول ماه] مه نموده سالانه اين مطالبات خواهد بود. و وقتي که روزهای بهتری سر زنند، وقتيکه طبقه کارگر جهان رستگاريش را بدست آورد- آنگاه هم بشريت احتمالاً روز [اول ماه] مه را به افتخار مبارزات تلخ و رنجهای بسيار گذشته جشن خواهد گرفت... " ( " منشاء روز اول ماه مه چه هستند ؟ " ، رزا لوکزامبورگ )


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 16 اردیبهشت1387ساعت 13  توسط دانشجوی سوسیالیست ممسنی  | 

 

بیانیه اعلام موجودیت دانشجویان سوسیالیست دانشگاه آزاد رودهن

 

 13 آذر 1386 بدون شک مقطعی تعیین کننده برای بخش چپ جنبش دانشجویی بود که حدود سه سال پیشتر از آن فعالیت خود را در دانشگاه آغاز نموده بود . برای دانشجویان چپی ( مانند خود ما )  که می خواستند فعالیت خود را آغاز کنند  ،  شرایط پس از 13 آذر ما را با روندهای متناقض و پیچیده ای مواجه کرد : جمع محدودی که تحت عنوان " چپ کارگری " فعالیت می کرد و بر خلاف عنوانش تمایزی اساسی در راهبرد و سبک کار با " چپ رادیکال " نداشت با استعفاها و انشعابهای متعدد و سپس آغاز موج دستگیریها عملا مضمحل گشت . " چپ رادیکال " که بخش عمده ای از فعالیتهایش به پوششی برای به پیش بردن سیاستهای به شدت انحرافی و نادرست یک  جریان خاص بدل شده بود  ، در اثر حاکم شدن همین سیاستها و سکتاریسم ناشی از آن و فرود آمدن ضربه دستگاههای سرکوب به شدت تضعیف شد . رادیکالیسم و چپگرایی اراده گرایانه ، ماوراء طبقاتی و غیر پرولتری همواره و در همه جا به جنبش دانشجویی به عنوان محیط مناسبی برای پیشبرد سیاستهای خود نگریسته است و " چپ رادیکال " دانشگاههای ایران نیز از این امر مستثنی نبود . حاکم شدن منویات یک جریان سیاسی خاص - که از خانواده همان رادیکالیسم غیر پرولتری ، ماوراء طبقاتی و آوانتوریست بیرون آمده بود -  و کشاندن نیروی این جریان به حیطه های دیگری غیر از امور مربوط به فعالیت سوسیالیستی در جنبش دانشجویی  ، زمینه وارد آمدن ضربه گسترده  دستگاههای امنیتی حکومت به کلیت جریان چپ دانشجویی که مراحل رشد خود را به سختی و آرامی و با کوششی قابل تحسین پیموده بود  را مهیا نمود و سطح و دامنه فعالیتهای چپ در دانشگاههای تهران را به نحوی چشمگیر به عقب راند و در عین حال  فضا را برای عرض اندام جریانها و شخصیتهای گوناگون رفرمیست در این جنبش که تا این مقطع حاشیه ای و منزوی مانده بودند فراهم ساخت . متاسفانه در شرایط کنونی نیز عده ای مجددا  جبهه " دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب " را به ظرفی برای تداوم همان سیاستهای نادرست گذشته بدل نموده اند و این در حالی است که نقطه عزیمت بسیاری از  فعالینی که در جریان موج ایجاد شده پس از سیزده آذر دست به ایجاد واحدهای " دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب " در مناطق دیگر غیر از تهران زدند و این نام را در سطحی گسترده مطرح ساختند ، یقینا آن چیزی نیست که امروز بر جهت گیری عملی و پیوندها و تمایلات گروهی و سیاسی خاص نمایندگان " رسمی " این جریان حاکم است . مطمئنا گذشت زمان بسیاری از حقایق مربوط به این مسایل را برای رفقای دانشجوی چپ و سوسیالیست به ویژه در شهرستانها روشن تر خواهد ساخت .

در این میان ما در میان امواج شکل گرفته پس از 13 آذر با جریان " دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای ایران " (www.dsocialist.blogfa.com ) آشنا شدیم که بر عبور و فراروی از قطبهای موجود در چپ دانشجویی و قطع ارتباط با سیاستهای نادرست و جریانات انحرافی و سکتاریستی موجود تاکید دارد  و بر آن است که با ایجاد مرزبندی قاطع با چشم اندازهای لیبرالیستی ، رفرمیستی و همین طور گرایشهای چپ غیر پرولتری و ماوراء طبقاتی  ، افقی مبتنی بر نمایندگی منافع طبقه کارگر در درون جنبش دانشجویی بمثابه یک جنبش دموکراتیک پیشتاز نمایندگی کند .  طرح این استراتژی یعنی " اتحاد جنبشهای دموکراتیک حول جنبش کارگری " جنبش دانشجویی را که از خصلتی دموکراتیک برخوردار است در راستای پیگیری مطالبات خود و در سطح استراتژی سیاسی به جنبشی ضد کاپیتالیستی فرا می رویاند . قرار گرفتن جنبش دانشجویی در این مسیر در شرایط کنونی ایران بمثابه اخذ استراتژی این جنبش از دل پارادایم مارکسیستی و گسست قاطعانه با پارادایم لیبرالی "جامعه مدنی " و "سنت-مدرنیته "  بمثابه پارادایم غالب در فضای روشنفکری ایران است که نسلی جدید از روشنفکران سوسیالیست و انقلابی را نیز به جامعه تحویل خواهد داد . دانشجویان سوسیالیست اعتقاد دارند تنها این استراتژی و نه هیچ مقوله دیگری نظیر تعلق خاطرهای حزبی و گروهی است که می تواند به عنوان محور فعالیت و اتحاد  گرایشها و فعالین گوناگون  چپ در دانشگاهها  عمل کند  و دانشجویان چپ با متشکل شدن در قالب مجموعه " دانشجویان سوسیالیست " است که می توانند ساختارهای مقدماتی لازم برای تشکیل جبهه های وسیعتر ( از جمله همین جبهه " آزادی خواهی و برابری طلبی " )  در فعالیت جنبشی خود فراهم آورند .

بر این اساس و طی این بیانیه ما پیوند خود با مجموعه " دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای ایران " اعلام می داریم و از سایر فعالین چپ و آزادی خواه و برابری طلب  نیز دعوت می کنیم با پیوستن به این حرکت و قرار گرفتن در کنار یکدیگر صفوف خودمان را حول محورهای مبارزه طبقاتی در جنبش دانشجویی و در سطح جامعه فشرده تر  و مستحکم تر  سازیم .

 

 

زنده باد ازادی و برابری

زنده باد سوسیالیسم

دانشجویان سوسیالیست دانشگاه آزاد رود هن

http://socialist-rodehen.blogfa.com/

26. فروردین .1387

+ نوشته شده در  یکشنبه 1 اردیبهشت1387ساعت 22  توسط دانشجویان سوسیالیست پیام نور ،نوراباد  | 

 

 

بیانیه دانشجویان سوسیا لیست در استقبال از تشکیل هسته های دانش آموزی چپ

 

 

بیانیه  جمعی با عنوان " دانش آموزان چپ شیراز " در آذر ماه سال گذشته در همبسنگی با دانشجویان چپ و محکوم نمودن اقدامات سرکوبگرانه حکومت و اعلام موجودیت جمعی دیگر با عنوان   " دانش آموزان سوسیالیست تبریز " (www.dtabriz.blogfa.com)  در چند روز گذشته و در دیار حیدر عمو اوغلی ها ،  جعفر پیشه وری ها و  صمد بهرنگی ها را می توان بمثابه بارقه هایی از آغاز دور جدیدی از  فعالیتها و مبارزات دانش آموزی و شکل گیری و رشد نسل جدیدی از دانش آموزان پیشرو و چپ محسوب داشت که می بایست با توجه و مسئولیت پذیری بسیار ، آغوشی باز و اشتیاقی شور انگیز به استقبال آن شتافت . حکومتی که با وجود سرکوب و کشتار کمونیستها در دهه شصت ، در چند سال گذشته شاهد شکل گیری نسل جدیدی از فعالین و روشنفکران چپ در دانشگاهها و در سطح جنبش دانشجویی بود  و با سرکوب وسیع آذرماه سال گذشته این حرکت ، گسترش دامنه بروز و نفوذ آن را تا مراکز دانشگاهی شهرستانهای کوچک دید ، اکنون باید ایجاد محافل دانش آموزان مبارز چپ  را نیز در مقابل خود ببیند . لیبرالهایی که در مقابل موج وسیع نفوذ چپ در جنبش دانشجویی آشکارا به سیاست پاپوش دوزی امنیتی برای فعالین چپ متوسل شده بودند و از سویی دیگر آنان را به " همکاری و ارتباط با حکومت " ( !!! ) متهم می کردند ، اکنون علاوه بر شکل گیری زنجیره جریانات چپ دانشجویی در شهرستانهای مختلف باید نظاره گر  ایجاد  هسته های دانش آموزی چپ نیز باشند . ما شکل گیری این جمعها را به رفقای دانش آموز خود در شیراز و تبریز تبریک گفته و ضمن آرزوی موفقیت و پیروزی در برداشتن گامهای بعدی ، از آنان می خواهیم که در طی این مسیر ما را نیز هم گام ، هم دوش  و در کنار خود بدانند .

برای اولین بار در تاریخ معاصر ایران ،  این نیروهای چپ و سوسیالیست بودند که  به سازماندهی دانش آموزان و مشارکت دادن آنها در فعالیت سیاسی دست زدند . در دهه 20 شمسی و در فضای نیمه دموکراتیک ناشی از چند پارگی قدرت ،  شبکه مدارس ایران نیز مانند دانشگاه  با تلاش مشترک  معلمان و دانش آموزان چپ به یکی از مراکز عمده مبارزه با استبداد و امپریالیسم تبدیل شدند .  بخش وسیعی از دانش آموزان در این دوره به شکل پیگیرانه به فعالیتهایی نظیر پخش شب نامه ، فروش روزنامه ، سازماندهی فعالین ، جمع آوری امضاء ، اداره کلاسهای مبارزه با بی سوادی ، تشکیل گروهای دسته جمعی و کوهنوردی و ....  می پرداختند . در سال 1329 دانش آموزان چپ در تهران مدرسه به مدرسه ، سازمانهای دانش آموزی را تشکیل دادند و در سال 1330 نیز  نهاد سراسری       " سازمان دانش آموزان ایران " را تاسیس کردند که روزنامه " دانش آموز" را به عنوان ارگان سراسری خود منتشر می نمود. "سازمان دانش آموزان " که به نخستین بستر آموزش و تربیت سیاسی برای رفقایی نظیر بیژن جزنی بدل گردید ، تا آن اندازه نیرومند بود که توانست رسمیت خود را بر " وزارت فرهنگ " آن زمان تحمیل نماید . 

در شرایط مختنق پس از کودتای 28 مرداد 1332  نیز تظاهرات وسیع دانش آموزان در سال 1338 که به بهانه تغییر نمره انجام شد به یک جنبش اعتراضی وسیع بر علیه حکومت کودتا بدل گردید . در این سال هزاران دانش آموز به بهانه عدم رضایت از مقررات وضع شده توسط وزارت فرهنگ برای امتحانات در بهارستان و در مقابل وزارت فرهنگ جمع شدند و بحث نابسامانیهای اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی را به میان کشیدند .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 فروردین1387ساعت 12  توسط دانشجویان سوسیالیست پیام نور ،نوراباد  | 

اعلام موجودیت جمعی از دانش آموزان سوسیالیست تبریز

 

تاریخ به ما می آموزد که رهایی از بند ظلم و استثمار و ستم در تمامی صور آن جز با وحدت توده های تحت ستم و مبارزه بر عله تمامیت سیستم استثمار و تبعیض امکانپذیر نیست.اما به زعم ما صرف رسیدن به این نتیجه نمی تواند گرهی از موانع موجود در مسیر مبارزان راه خلق بگشاید.چرا که مبارزه بر عیله سیستمی است که تمامی زندگی،رفتارها،فعالیتها و حتی اندیشه ی توده ها را در کنترل خود گرفته است و در این راه تنها آگاهی داشتن از وضعیت کافی نیست.همانطور که مارکس به ما آموخته است: "این آگاهی انسانها نیست که زندگی اجتماعی آنها را تعیین میکند،بلکه برعکس،زندگی اجتماعی انهاست که آگاهیشان را تعین می بخشد"...، پس هیچ چیز به شک واقعی دگرگون نخواهد شد مگر آنکه ساز و کار اجتماعی موجود از ریشه دگرگون گردد و مبارزه در راستای این دگرگونی نیازمند متشکل شدن و فعالیت دوشادوش مبارزانی است که این ضرورت تاریخی را دریافته اند.

و اکنون این صدای اعلام حضور جمعی از «دانش آموزان سوسیالیست دبیرستانهای تبریز» است که به صفوف رفقا و یاران خود در ساسر کشور(خصوصا سایر دانش آموزان و دانشجویان) می پیوندیم و بر علیه ظلم و استثمار در تمامی گونه های آن: از ستم و تضاد شدید طبقاتی گرفته تا ستم جنسیتی و ستم ملی-قومی اعلام مبارزه می کنیم.ما گام دراین راه می نهیم که پرچم مبارزه ی دانشگاه فردا در دستان ماست و نسل پشت سر ما پای در جای ما خواهد گذاشت.ما نه ادعای نمایندگی داریم و نه ادعای پیشتازی چرا که از حضور و فعالیت سایر رفقای تبریز(در دانشگاه ها و خارج از آن) نیک آگاهیم و خود را دوشادوش آنان و در کنار تمامی مبارزان سوسیالیست ایران می دانیم.و این تنها صدای بخش کوچکی از مبارزان راستین خلق در دیار نابدل ها،دهقانی ها و بهرنگی هاست.

 

                                                                                          جمعی از دانش آموزان تبریز

http://dtabriz.blogfa.com/

                                                                                                      فروردین ۱۳۸۷

+ نوشته شده در  سه شنبه 20 فروردین1387ساعت 1  توسط دانشجویان سوسیالیست پیام نور ،نوراباد  |